X
تبلیغات
رایتل
شنبه 19 اردیبهشت 1388
ها سلام:)

سلام خوب هستین؟ بالاخره اومدم امتحانام نسبتا تموم شده دعا کنین که نمره هام خوب شه گناه دارم به خدا


من درگیر یه ماجرایی شدم که مامان و بابام گفتن تا آخر امتحانات صبر کن ببین خدا خودش نشونت می ده که قضیه چیه؟ دقیقا همون طوری شد که مامان بابام گفتن داداشی هم گفته بود حالا امشبی که مامان زنگ زد بهش گفتم مامانی دیدی مثل همیشه درست گفتین دلم خیلی خیلی براشون تنگ شده روز جهانی مادر مبارک مامان گلم بابای گلم هنوز سیگار رو ترک نکردی؟ کی می شه زنگ بزنی بگی ترک کردم (می دونم اینجا رو نمی خونین اما نوشتم که یادم باشه خیلی برام عزیز هستین)


باید این تابستونی اینجا دنبال کار بگردم برای این می گم که بدونین اینجا همیشه صفا سیتی نیست اینجا اند نامردیه! طبق قوانینشون می تونن تابستونا به ما ta ندن و ما می مونیم و حوضمون لطف کردن زودتر هم اطلاع ندادن که یه وقت خدای نکرده بنده دنبال کار نگردم!! نامردن به خدا من اولش فک کردم فقط من اینجوری شدم اما داداشی گفت که اونم همینجوری بوده بلکه بدتر تازه اون تو کانادا بوده!! اصلا کلا اینجا قانونشه که آدم حتما یه سری زمین شور و گارسون بشه تا بالاخره دکترا بگیره به هر حال غربته دیگه کاریش نمی شه کرد خوبیش اینه که زوزو باهامه و کمکم می کنه


عکس فارغ التحصیلی بچه ها رو که دیدم کلی دلم شریف خواست اونجا هر چقد هم که دانشگاه بد بود که اصلا بد نبود لااقل تو 1000 متری اش مامان بابام بودن اما اینجا هزارها کیلومتر اونطرف تر هستن نه می تونم برم پیششون نه می تونم خیلی حرفای دلم رو بهشون بگم این قضیه کار رو هم نباید بهشون می گفتم اگرچه مامانم می گه دلش روشنه و ان شا... کار پیدا می کنم اما می دونم نگرانم می شن اشتباه کردم دیگه 


خدا به ما پول بده عقل بده کار بده