همین الان یه ایمیلی خوندم که خیلی غصه دارم کرد خوب قسمت منم این بوده
می دونین برای دیگران راحت حرف از قسمت می زنم و می گم هر چی خدا بخواد اما راستشو بگم وقتی پای خودم وسط اومده اینقده بالا پایین می کنم و تو روی اون چیزی که قراره اتفاق بیفته می ایستم که خدا هم اعصابش از دستم بهم می ریزه (نعوذباله!! دیکته اش همینه؟)
باشه خدا هر چی خودت صلاح می دونی این گوی و این میدان
p.s: yesterday, I impulsively hurt my dear zo zo sorry honey I LOVE U.. You are a beautiful star in my celestial pageant... please forgive me
and do not listen to that "I want to come back to Isfehan" again!! It will repress u