X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 14 آبان 1387
بخون تا بدونی که دوستت دارم:)

نمی دونم سریال Grey's Anatomy رو می بینید یا نه؟ من دیشب قسمتی از سریال رو دیدم که توش یه مردی باید عمل می کرد که به احتمال 25% می مرد... این آقاهه از انترن بخش می خواد که ازش فیلم بگیره تا برای بازماندگانش حرف بزنه... فکر می کنین چی می گفت؟ دوستتون دارم و شما خوبین؟؟ نصف حدستون درسته می گفت که دوستتون دارم اما نگفت شما خوبین... گفت شما همیشه من رو اذیت کردین چون نتونستم هیچ وقت در برابر خواسته های بی جای شما "نه" بگم همیشه از من سو استفاده کردین برای همینم حتی حاضر نیستم قیافه های شما رو ببینم ولی با این وجود هنوزم دوستتون دارم!! 

انترن هم چون حدس می زد که طرف ممکنه حالش خوب شه و نمیره و شاید نخواد جلوه خوبی که پیش عزیزانش داره از بین بره فیلم ها رو ارسال نکرد... 

طرف عمل کرد و حالش خوب شد... وقتی از فیلمها پرسید انترن فیلمها رو نشون داد و گفت می خواین بندازمشون دور؟ 

اگه گفتین جواب طرف چی بود؟ آره بنداز دور؟؟ نه هانی اشتباه حدس زدی... گفت نه... می خوام براشون بفرستم چون دیگه نمی تونم این حرفا رو تو دل خودم نگه دارم...

منم فکر می کنم شاید بهتر باشه یه وقتایی این کارو بکنم... (راستش خواستم به یه سری تحت عنوان ((اون)) حرفای دلم رو بگم اما به قول مه.. اینجا حرف دل زدن ممنوعه!!)

مثلا به خودم بگم که بعضی وقتا ازت متنفر می شم

به همسایمون بگم از دست سر و صداهاش می خوام بزنمش

به هانی1 بگم که برام خیلی مهمی و کمک بزرگی توی زندگی ام هستی و اینکه منو تنها نگذار

به هانی های 2 و 3و 4و 5و6و 7 (که جدیدا اضافه شده) بگم که خیلی دوستشون دارم و هیچی ازشون به دل ندارم امیدوارم اونا هم همینطور باشن (این که تعدادشون تابلو کی هستن)

به فوری بگم دوستش دارم و به خاطر اذیتهایی که کردم ازش عذر می خوام

به شهری بگم که اگه حرف بدی زدم و ناراحتش کردم ازش معذرت می خوام

به اون یکی شهری بگم قصه گوی قصه های منی

به ای تی بگم که ماشمالوترین پوست پرتقالی دنیاست کاش بلاگمو می خوندی بدونی هنوزم مشتاق پرتاب های بی وقفه پوست های پرتقالتم

به شهلی بگم خیلی برام عزیزه یادته سال دوم کنار هم می شستیم.. تو عزیزمی

به مژی بگم که خیلی مهربونه و ماشمالمی دونی خدا رو شکر می کنم که پیدات کردم

به LG بگم که همیشه به یادشم

به همکارای هانی8 بگم که مظلوم گیر اوردین؟  

به هانی 9 بگم که برام عجیبی!! اما همیشه قابل تقدیری

به امی بگم که دوستش دارم ... اینو هیچ وقت نمی تونم بهش بگم چون دیگه بین ما نیست

آره شهری راست می گه که تا عزیزی از دست نرفته باید احساساتمون را براش ابراز کنیم چون ممکنه وقتی بخوایم احساسمون رو بروز بدیم که دیگه دیر شده باشه... یا شایدم ما دیگه نباشیم که احساساتمون رو بیان کنیم

ضمائم۱: ما چشمامون الان خوبه فقط نباید خیر سرمون به کامی نگاه کنیم و یه چند وقتی مثلا اینترنت محرومیم اما تا هانی های ۲ و ۳ نیستن باید از فرصت استفاده کنم و به امر قاعدتا خلاف اینترنت بازی با چشمان کور بپردازم 

 

ضمائم۲: زو زو جان خیلی خوشحالیدم که شو شو برات همچین سورپرایز شیوایی رو برقرار کرده... دمش گرم حقا که آخر آقایی زو زوی ما رو شاد می کنی 

 

ضمائم۳: داشتم فک می کردم چقده حسودی بده!! چرا واقعا آدم حسود می شه!! من خیلی چیزا دارم که بعضی ها ندارن به جاش خیلی چیزا هم ندارم که بقیه دارن!! پس بیا جای این حرفای مسخره و خاله زنک بازی با هم رفیق باشیم  

 

ضمائم۴: خدایا به این چشمان کور ما عنایت فرما آمین